عده ای چنین می انگارند که نوشته های ما قصه های هزار و یکشب است بایستی شنید و کیف کرد و به خواب رفت ولکن ما خودمان نظر مبارکمان این است که اگر کسی نوشته های ما را به دقت بخواند و مخصوصا مسئول باشد و بخواند نه تنها به خواب نمی رود بلکه اگر خواب هم باشد چرتش پاره می شود و خوابش می پرد بیائید دست به دست هم بدهیم و زیاد نخوابیم بالاخره خواب هم اندازه ای دارد یا خیر ؟ واقعیتش اینست که ما قدر خواب را بیش از شما می دانیم حتی وقتی می خوابیم دلمان می خواهد خرناسه های ما چند ریشتر تکان مکان هم داشته باشد ولکن گویا در عالم بیداری خواب بودن مزه دارد ! آیا شما هم از آنهائی هستید که در بیداری هم خوابید و نه تنها خوابید بلکه خواب هم می بینید !؟ ما دلمان می خواهد لااقل هیچ مسئولی خواب نباشد و خواب نماند چرا که تمام کارهایمان زمین می ماند و چون زمین به دور خود می چرخد لابد کارهایمان می ریزد ریختنش هم مهم نیست بلکه شکستنی شد و شکست ! آنوقت چه کنیم !؟ بله ...... بعـــــــــله !!
+ نوشته شده در شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 9:7  توسط منوچهر انتظار
|
مدیر عامل شرکت اتوبوسرانی تبریز از عدم تحقق وعده دولت در واگذاری اتوبوس به تبریز اظهار تاسف کرد. در این رابطه فرمایشاتی چند ما را متصور است که اولین آن شعر شاعری است که می فرماید :
هزار وعده خوبان یکی وفا نکند
صد البته این مربوط می شود به شاعر و ما را تداخلی در امور شعر و شاعری نیست شاعر داند و خوبان !! و اما در مورد اتوبوسرانی صرف تاسف مدیرعامل اتوبوسرانی موضوع حل نمی شود آقای مدیرعامل اتوبوسرانی تبریز وظیفه دارند به همراه شهردار شهر ، اعضای شورای شهر ، فرماندار ، استاندار ، نمایندگان استان در مجلس شورای اسلامی همه و همه به همراه " اصلا بما چه " که خود ما باشیم و حتما غلط می کنیم که در همچو مواردی بگوئیم اصلا بما چه !؟ به هر طریق ممکن آستین ها را بالا بزنیم و برویم خدمت رئیس جمهور محترم که خوشبختانه می گویند مشترک مورد نظر همیشه در دسترس و سهل الوصول است و عرض حال دهیم و بنشینیم خدمت ایشان تا به اوشان دستور دهند که به ما هم اتوبوس بدهند و با همان اتوبوس ها هم به سلامتی به شهر و دیار خود بازگردیم که شهروندانمان در آستانه باز شدن مدارس چشم امید بر ما دارند با تاسف که نمی شود به مقصد رسید و با په که پلو نمی شود برنج می خواهد روغن و... و قس علیهذا !!در خاتمه فراموش نکنیم :
تا نگرید طفل کی نوشد لبن !!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 9:28  توسط منوچهر انتظار
|
گویا 16 هزار دانشجوی دانشگاه آزاد تبریز مشکل حمل و نقل دارند تا آنجا که رئیس دانشگاه مذکور نیز لب به شکوه و شکایت گشوده است ما خیلی راحت می توانستیم لحاف را بکشیم سرمان و خرخر کنیم و بفرمائیم : اصلا بما چه !؟ ولی راستا حسینی دیدیم نمی توانیم فلذا دلمان می خواهد خواب مسئولین مستقیم حمل و نقل شهری مان را بر هم زنیم چرتشان را پاره کنیم حتی یقه مبارکشان را هم سفت و سخت بچسبیم و بپرسیم ؟ راستی مدیریت یعنی این ؟ که شانزده هزار دانشجوی دانشگاه آزاد ، آزادانه در عذاب باشند آنهم عذاب ترافیکی و حمل و نقلی و شما مدیر پاسخگو شادمان از اینهمه مدیریت !؟ عمه فهیمه نازنین ما که خیلی هم می فهمد می گوید اگر مدیریت این باشد ما خودمان که مادرزادی مدیریم چرا از ما استفاده نمی کنید البته استفاده بهینه !! و اما نظر شخصی و مبارک ما اینست که دانشجویان عزیز از این موقعیت استثنائی استفاده کرده ، درس و مشق را رها کنند و پیاده روی را پیشه سازند که عقل سالم در بدن سالم است و طبق آخرین تحقیقات به عمل آمده پیاده روی در سالم سازی بدن نقش اساسی دارد ! و هیچ بعید هم نیست که مدیران حمل و نقلی شهرمان نیز من غیر مستقیم در همین مقوله یعنی در راستای توسعه ورزش و سلامت افراد جامعه به ویژه دانشجویان گام برمیدارند و ما بیخبریم اگر این چنین باشد مبارک است انشااله دیگر نه اتوبوس نیاز داریم نه مینی بوس و نه تاکسی!ببینید مشکلات چه راحت حل میشوند و ما چه بیجا مرتبا نق میزنیم!!
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 9:20  توسط منوچهر انتظار
|
طبق اطلاع واصله خانه ستارخان در تبریز در آستانه تخریب قرار گرفته است البته جای هیچگونه نگرانی نیست چرا که بلافاصله یک اثر تاریخی دیگر عین خانه ستارخان شبیه سازی خواهد شد ! ما ضمن تقدیر بی پایان از توجهات تخریبی سازمان میراث فرهنگی استان پیشنهاد می فرمائیم بقیه آثار تاریخی را نیز در اسرع وقت تخریب و حساب این قبیل بافت های فرسوده را هر چه سریع تر برسید تا هویتمان حفظ شود و اقدامات عاجل نیز در جهت ساخت آثار تاریخی مدرن معمول دارید !! وقتی ساخت آثار تاریخی آنهم از نوع مدرنش می تواند از برنامه های کارساز باشد چرا کار را به کاردان نسپاریم ساخت آثار تاریخی در یک چشم بهم زدن کاریست کارستان مگر نه !؟
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 11:59  توسط منوچهر انتظار
|
درخواست استاندار آذربایجانشرقی از اربابان جراید :
« معضل فرار سرمایه گذار از استان را بررسی کنید »
جناب استاندار بنده نه به عنوان یکی از اربابان جراید که ما را با اربابان چه کار بلکه به عنوان یکی از نوکران جراید دستور شما را اطاعت، بررسی های لازم معمول و ماحصل کار را به شرح زیر جهت هر گونه اقدام مقتضی به استحضار می رسانم :
خدمات بیش از حد مسئولین استان در ادارات مختلف و رده های کاری مختلف و تکریم بیش از حد آنها سرمایه گذاران را آنقدر شرمنده کرده که تاب ماندن و دیدن مسئولین امر را ندارند فلذا از باب رفع شرمندگی عده ای منطقه را ترک کرده و برخی از کثرت خجالت آب شده و به زیرزمین نفوذ کرده اند البته ما از سالها قبل مرتبا به مسئولین کاملا عزیز و صد درصد تمیز هشدار می دهیم که سرمایه گذاران و کارآفرینان را اینقدر شرمنده نکنید که کاملا آب شوند ولکن کسی گوش به فرمایشات ما نکرده و چنین به نظر می رسد که همزمان با آب شدن سرمایه گذاران مسئولین گرانقدر نیز خواب می شوند یعنی اینکه به خواب می روند البته ما منکر لذت خواب آنهم از نوع شیرین آن نیستیم ولی خوف آن داریم که این خواب منجر به آب شدن بیش از حد سرمایه گذاران گردد و سیلی راه بیاندازد که تمام اشتغال زائی ها را از بین ببرد ونه تنها که کار بلکه اضافه کار نیز دستمان بدهد آن وقت ما خوابمان بد تعبیر نمی شود !؟ یکی دیگر از عوامل شرمندگی سرمایه گذاران ونهایتا آب شدن و غیب شدن آنها بانکها هستند که با پنبه سر می برند علنا خدمتگذار سرمایه گذارانند ولی عملا پدر پدرشان را درمی آورند تا آنجا که فرار را بر قرار ترجیح دهند در این رابطه می توان به این مقوله اشاره داشت که آذربایجانشرقی از نظر تصویب طرح های زود بازده در سطح کشور کماکان حرف اول را می زند و رتبه اول را دارد اگر بانکی ها پدرش را درنیاورند که خوشبختانه پدر طرح که سهل است پدربزرگ صاحب طرح را هم جلو چشمش مجسم کرده و رتبه اولی استان را با جدیت و تلاش بی وقفه به رتبه پانزدهم تقلیل داده اند ما از این موضوع نتیجه می گیریم که مشکل استان همان سرمایه گذاران و کارآفرینان بوده اند که همه دست به دست هم داده ایم تا از شرشان خلاص شویم که خوشبختانه هم شده ایم و هم به سرعت داریم می شویم ، امیدوارم جناب آقای استاندار و سایر مسئولین بالا و والا از این مجمل حدیث مفصل بخوانند ! آرزو که بر جوانان عیب نیست بالاخره ما هم از کهنه جوانان این دیاریم !!
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 11:12  توسط منوچهر انتظار
|
ما که با اجازه شما در مرخصی بودیم حالیا برگشته ایم و اینک کماکان در خدمت شما هستیم اگر از احوالات ما خواسته باشید جای هیچگونه نگرانی نیست و بحمداله شنگول منگولیم مخصوصا از شنیدن خبر تداوم نهضت آسفالت در تبریز دست اندازهای روحی مان نیز تقلیل یافته است ولکن وقتی متوجه شدیم این خیابان فسقلی قطران در ولی عصر تبریز آسفالت نشده کلی متغیر و برافروخته شدیم و این توهم برایمان پیش آمد که یا ما در تبریز نیستیم و یا خیابان ما خیابان نیست و ما در بیابان زندگی می کنیم بدون اینکه خودمان حالیمان شده باشد بهر صورت ما ضمن عرض خسته نباشید به قیر ریزان و آسفالت پزان به صدای بلند می فرمائیم:
« قیر رسان » آسفالت ما دیر شد !!
فلذا دلمان می خواهد یک شب بخوابیم و صبح زود با این چشمان کم سوی مان ناباورانه ببینیم که سهمیه آسفالت ما نیز مسجل و محله مان آسفالت شده است آن وقت شما متوجه خواهید شد که وقتی مانع مفقود و مقتضی موجود باشد ما چه بشکن بشکنی راه می اندازیم !
تذکر لازم : آسفالت ریزان و قیررسانان بدانند که اگر سهمیه آسفالت و قیر ما را بخواهند بخورند آنهم در ماه مبارک رمضان صد البته که روزه شان باطل خواهد شد یعنی قیرخوری نیز می تواند از مبطلات روزه باشد !
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 9:15  توسط منوچهر انتظار
|
ما می خواستیم چند روزی به مرخصی برویم به " سردبیر " روزنامه گفتیم حواله به " ته دبیرمان " کرد ته دبیر نیز طفره رفت یکباره گوشی دستمان آمد که ما باید از شما خوانندگان این ستون اجازه مرخصی بگیریم که صاحب ستون و مدیر ستون ما هستید و در حقیقت ما بدون شما " بیستون " !! هستیم البته اگر نوبتی هم باشد نوبت شماست که بفرمائید " اصلا بما چه " که تو به مرخصی می روی یا نمی روی ، می نویسی یا نمی نویسی ، ولکن ما می فرمائیم لطفا اینجوری نفرمائید که ما آن جوری شویم به هر حال دوری ما را چند روزی تحمل بفرمائید و شما مسئولینی هم که در نوبت ما بودید تا حسابتان را برسیم در فراق ما نفسی به راحتی بکشید و خودتان حساب و کتابی بکنید تا ما انشااله به سلامتی برگردیم و حساب شما را هم برسیم !!
+ نوشته شده در سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 9:27  توسط منوچهر انتظار
|
قرار است سهمیه بنزین سفر برای مردم منظور و تقدیم شود یک مقام بلند پایه در شرکت نفت پرداخت این سهمیه را به ثابت شدن سفر حتمی و قطعی شهروندان به شرکت نفت منوط کرد عمه فهیمه ما می گوید تا سفر افراد به شرکت نفت مسجل شود شاید نیاز به یک وزارت خانه تحقیق و تفحص باشد و کلی زمان تا یک نفر مشتاق سفر مثل آقای " اصلا بما چه " بتواند خودش را به دریا برساند آنهم بتواند شیرجه ای بزند یا نزند !! و بمصداق مثل : تا تریاق از هندوستان آورده شود مار گزیده مرده شود و به گورستان برده شود !! پس سهمیه بنزین سفر پیشکش ، خود سفر هم پیشکش ، وقت سفر هم گذشت تا چشم بهم زنید مدارس هم باز می شود فلذا فکر نان کنید که خربزه آب است !! یا اصلا فکر نکنید فکر چیست شاید همین فکر بیش از اندازه باشد که ما را خیالاتی بار میاورد !!
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 9:3  توسط منوچهر انتظار
|
ما وقتی به رای العین می بینیم کارمندان صبحانه ندیده وقتی صبحانه می بینند کل وظایف کارمندیشان تحت الشعاع صبحانه قرار می گیرد ساکت باشیم !؟ حرف نزنیم که دهانمان کف می کند !؟ الم شنگه به راه نیاندازیم که خوبیت ندارد و صبحانه نوش جانشان نمی شود!؟ صُم و بُکم باشیم که به زلف یار برمیخورد فی الواقع این صبحانه و صبحانه خوردن نیست که حال ما را می گیرد بلکه بی توجهی و دهن کجی به مردم و عدم تعارف صبحانه و ای بسا تکریم ارباب رجوع با صبحانه است که خاطر شریف ما را مکدر می کند !! ای کاش مسئولین ، نیمه مسئولین و حتی کارمنــدان مستمــع آزاد حین صرف صبحـــانه این چند سطــر را نیز چند بار بخوانند ما نمی گوئیـم که " مراسم صبحانه خوران در ادارات " را براندارند گمان واهی است اگر همچو تصوری داشته باشیم فقط بخوانند همین ! در هر دستگاهی هم که دلشان خواست بخوانند !می بینید کار دست خودتان دادید ؟ چه میشد لقمه ای هم بما تعارف میکردید؟!
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 9:17  توسط منوچهر انتظار
|
خانه مشروطیت تبریز از 28/5/86 لغایت 27/7/86 بعلت تعمیرات اساسی از اساس تعطیل است ! آفرین به گردانندگان این مجموعه گردش پذیر که اقداماتی انجام داده اند تا در فصل گردشگری و امکان بازدید گردشگران از آثار باستانی این قبیل مجموعه ها را به تعطیلی بکشانند ما پیشنهاد می فرمائیم که در پیرو این قبیل اقدامات سازنده درب بقیه مراکز تفریحی ، زیارتی و سیاحتی را نیز در فصل سیاحت ببندید و به تعمیرات اساسی بپردازید و در زمستانهای بی امان تبریز که پرنده پر نمی زند درها را بگشائید تا مدیریت های سازنده مان در استان عینیت یابد !! راستی ما را چه میشود ؟ پدران خدابیامرزمان می گفتند مشروطیت هیچ وقت تعطیل پذیر نیست و ما به تبع گذشتگان و درگذشتگانمان چون نمی خواستیم مشروطیت را تعطیل کنیم بخاطر مقبولیت امر گردشگری و بها دادن به آن خانه مشروطیت را در فصل مرغوبیت گردشگری و بازدید به تعطیلی کشاندیم تا به سیاحان و گردشگران شهرمان حالی کنیم که ما حال و هوای همه آنها را داریم و به موازات آن علاقه وافری نیز به توسعه امر گردشگری داریم حال شما باور می کنید بکنید نمی کنید نکنید ما که دیگر مسئول باورهای شما هم نیستیم .
+ نوشته شده در شنبه سوم شهریور 1386ساعت 9:7  توسط منوچهر انتظار
|
اداراتی که روند کاریشان بر پایه امروز برو فردا نیا رقم میخورد و در راستای تکریم ارباب رجوع کماکان پدر ارباب رجوع را درمی آورند ! کار بدی نمی کنند در حقیقت یک نوع مقاوم سازی می فرمایند تا مردم تاب و توان خود را بسنجند !! مگر چه ایرادی دارد این هم نوعی آزمون و سنجش است اصلا کار بعضی از ادارات پی بردن به سخت جانی ارباب رجوع است چرا که اگر غیر از این بود سرشان به کارهای اساسی خودشان مشغول میشد و جان سنجی نمی کردند ! مع الوصف تمام فرمایشات متینی که فرمودیم و داریم خودمان بخودمان کف می زنیم دهنمان هم کف کرد از بس گفتیم نکنید این همه تکریم ارباب رجوع پر رو را که این جماعت تاب و تحمل تکریم ندارند و عادت کرده اند به تحقیرات عدیده و کثیره !! تحقیرات شما مستدام باد !
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 9:18  توسط منوچهر انتظار
|