ما که همان " اصلا بما چه " باشیم با اجازه شما مدتی را به زمستان خوابی خواهیم گذراند و در خدمت شما نخواهیم بود الان بهترین موقعیت است که شما وارد میدان شوید و با ما تلافی کنید که " اصلا بما چه " !! و واقعیتش هم همینست که " اصلا به شما چه " که ما زمستان خوابی خواهیم کرد نه اینکه بیدار بودیم خیلی کارها کردیم خوف آن داریم که خوابمان به شما لطمه بزند !! آدم باید مثل ما باشد که خواب و بیداریش ، بودن و نبودنش ، ماندن و رفتنش یکسان باشد تا امر به خودش هم مشتبه نشود که علی آباد هم دهی است !؟ تا درودی دیگر بدرود .
با تقدیم احترامات خالصه – " اصلا بما چه "
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 9:37  توسط منوچهر انتظار
|
این آقای علی بهاری راد نیز بعضی اوقات که کیفش کوک و دماغش چاق باشد ( که انشاله همیشه باشد) رادمردانه!! مقالاتی می نویسد درخور و توجه و به قولی یکبار دستش را به قلم می برد و با یک تکان مسئولین را تکان جانانه می دهد منتها اگر مسئولی پیدا بشود و وقت بکند و حوصله داشته باشد که این قبیل تکان نامه ها را بخواند !
مقاله ای تحت عنوان " استاندارد ، نقطه مبهم در ساخت و ساز " از این مقاله ها و از آن مقوله ها بود که در شماره 15 دی ماه روزنامه مهد آزادی درج شده بود و ما هنوز هم که هنوز است آن را می خوانیم از جانب خودمان می خوانیم ، از جانب مسئولین نیمه مسئول می خوانیم از جانب مسئولین نه چندان مسئول هم می خوانیم ولکن چون شهردار تبریز را مسئولی مسئول می دانیم دلمان می خواهد این مقاله را خودشان شخصا و نه معاونشان و مسئول روابط عمومیشان بخوانند و نه زیر تمام مطلب بلکه مطالب استاندارد این مقاله را خط بکشند و نه به خاطر این خط بکشند که خطی برخورد کنند و جناحی بلکه جناغی عمل نمایند یعنی که با شهروندان شرط ببندند دیگر بی توجهی ها را برنتابند و در مورد عمران شهر و کارهای عمرانی کوتاه نیایند که همه بنام شهردار رقم می خورد و نه شهردار فعلی که همه شهرداران بعنوان کلید داران شهر و حافظان حق و حقوق شهروندان .
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 9:36  توسط منوچهر انتظار
|
برف نعمت است ، برق نعمت است ، گاز هم نعمت است ، گرما هم نعمت است ، برنامه ریزی یعنی اینکه از تمام نعمت ها بتوانیم به موقع استفاده کنیم و هجوم یک نعمت باعث تعطیلی نعمت دیگر نگردد !!در خاتمه از قول عمه فهیمه نازنین مان باستحضار تمام سازندگان ، نوازندگان ، خوانندگان ، گویندگان و گیرندگان می رسانیم که برنامه ریزی خودش هم یک نعمت است و آنهم یک نعمت بزرگی که اگر نباشد مطمئنا بقیه نعمت ها نیز الفاتحه !
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 12:57  توسط منوچهر انتظار
|
مسئولی می گوید "هابل بابل" که همان قلیان باشد زیاد هم بد نیست زیاد هم نباید سر به سرش گذاشت !
نیمه مسئولی می گوید قلیان یادگار پدران ماست احیاء باید گردد !!
یک قلیانی باسابقه ( با قد و قواره نی قلیانی اشتباه نشود منظور ما کسی است که قلیان می کشد ) می گوید ما زنده به آنیم !!
قلیان فروشان هم می گویند بفرمائید ما چه کنیم ؟ بعد عمری قلیان فروشی بیائیم کشک سابی کنیم و ماست بندی و یا سی دی بفروشیم ؟
یک ناظر بی طرفی هم مثل ما می گوید : اصلا بما چه ! ما سر قلیانیم یا ته قلیان !؟
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 9:6  توسط منوچهر انتظار
|
مهد آزادی : بهای نفت تاریخی شد و از مرز 100 دلار گذشت .
جا دارد که خیلی شفاف و با صدای بلند بفرمائیم " اصلا بما چه ! "
تا همین دیروز که بهای نفت جغرافیایی شده بود !! یعنی که از 9 دلار به 99 دلار رسیده بود ما که خیری ندیدیم مطمئناً از امروز هم که بهای نفت تاریخی شده و از مرز 100 دلار گذشته مطمئن باشید باز هم خیری نخواهیم دید مگر اینکه اسم نفت را خیراله بگذاریم !! شاید هم تقصیر این اطباء متخصص چشم باشد که عینک های ابو قراضه ای بما می دهند تا دیدنیها را نبینیم به هر حال اگر شما تا حال خیری از خیراله که همان نفت باشد دیدید بگوئید و چگونه دیدید را هم بگوئید بلکه ما هم آخر عمری دیدنیها را ببینیم !!
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 8:56  توسط منوچهر انتظار
|
وضعیت ترافیکی شهرمان عالی است و ما و شما آن چنان حساب شده در این راه بندان ها مشارکت بهینه می کنیم که نگو و نپرس ، علی الاصول ما وقتی قدر ترافیک را می دانیم که بیخودی در اتوبانها گاز می دهیم و هوس پرواز به سرمان می زند ترافیک ما را همانند فولاد آبدیده از محکم هم محکم تر می کند صبر را به ما می آموزد اعصاب را نوازش می دهد خواب را امکان پذیر می سازد ، مطالعه را فرصت می دهد و به موازات همه اینها نق زدن های حسابی را حسابی روان سازی میکند قدر ترافیک شهرمان را بدانیم و از مزایای همه جانبه آن بهره مند شویم و فرصت های این چنینی را از دست ندهیم که پشیمانی های بعدی معمولاً سودی ندارد در این راستا از مسئولین ترافیک آفرین و ناظرین همیشه در خواب بمانند همیشه سپاسگزاریم و دوام و بقای ترافیک شهرمان را در همیشه زمان آرزومندیم !!
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 9:22  توسط منوچهر انتظار
|
انتخابات نزدیک می شود وعده ها عالی می شود زیلوها قالی می شود جاروها پارو می شود و آنچه که نباید بشود می شود تا من هم بشوم !! از یک داوطلب نمایندگی پرسیدند بعد از انتخاب شدن چه می کنی ؟ پاسخ داد عزیز دل من اینکه سوال ندارد از من بپرس اگر انتخاب نشدی چه می کنی !؟ فلذا عمه سکینه نازنین ما می پرسند : راستی اگر انتخاب نشدید چه می کنید !؟
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 9:26  توسط منوچهر انتظار
|
چراغ زرد بود رد شدیم مامور جلومان را گرفت که قرمز بود از ما انکار قرمزی و از مامور اصرار بر قرمزی ، نتیجتاً نقره داغ شدیم ، جریمه صادر شد .
سوال : اختلاف بین زرد و قرمز را چه کسی حکمیت می کند ؟ آنکه قبض جریمه در دست است و اختیار نوشتن با اوست حتماً حق هم با اوست یا او هم می تواند اشتباه کند و اگر اشتباه کرد این اشتباه چگونه برمی گردد ؟
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 9:35  توسط منوچهر انتظار
|
هابل بابل hubble-bubble که همان قلیان باشد به علت کمیابی گران شد هابل بابلی که تا چند روز قبل دویست سیصد تومان عرضه می شد گویا اینک به دو سه هزار تومان ناقابل آنهم محرمانه عرضه می شود بالاخره عرضه و تقاضا یعنی همین دیگر !! تا روشن شود که هابل بابل پدر ریه و قلب را درمی آورد و تقاضا کاهش یابد زمان خواهد برد ما از هابل بابلی ها تقاضامندیم که صبر پیش گیرند و از مسئولین هم می خواهیم که دنباله کار خویش گیرند.
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 9:18  توسط منوچهر انتظار
|
آقای استاندار لطفاً سلام ما را به آقای رئیس جمهور محترم برسانید و بفرمائید که ما چنین آزادی را نه که در زمان حال بلکه در صد سال آتی هم نمی خواهیم که هر کس به دلخواه خود هر کالائی را به هر قیمتی و در هر مکانی و در هر زمانی که خواست به این ملت نجیب سربزیر ولی آگاه بفروشد و علناً هم نباشد در خفا به ریش ما بخندند ما دلمان می خواهد این گرانفروشان فرصت طلب دل نازک هر چه در توانشان است بکار بندند تا بازمانده توان اندک ما را نیز تحلیل ببرند ولکن به موازات آن می خواهیم بدانیم که مدافع مظلومیت ما کیست و چه کسی باید باشد !؟ اینهمه آزادی در ارائه کالا و خدمات به هر قیمت آیا آزادی است یا بلبشوئی !؟ و اگر آزادی است چرا ما آزادانه نمی توانیم درآمدهایمان را نه زیاد ولکن تا حدی بالا ببریم که تلف نشویم آقای استاندار ما را ببخشید که وقت شما را تلف کردیم مطمئناً اگر در شرف تلف شدن نبودیم جسارت این کار را پیدا نمی کردیم .
آقای استاندار به آقای رئیس جمهور محترم بفرمائید ما نه حزبی هستیم نه گروهی ، ما شهروندانی هستیم که می خواهیم هستی مان به پستی نگراید و هست مان به نیست مبدل نشود هوای ما را داشته باشید که هوایمان سخت پس است و پسروی ما نه حق ماست و نه شایسته آنیم مضافاً اینکه بی ریالاتی عملاً دارد ما را خیالاتی می کند !!
+ نوشته شده در دوشنبه دهم دی 1386ساعت 13:9  توسط منوچهر انتظار
|
گاهی وقت ها که ما دلمان می لرزد نه اینکه فکر کنید همین طوری نم نمک می لرزد نه ! وقتی دل ما می لرزد چند ریشتری می لرزد و بعضی وقت ها خرابیهایش نیز کار دست ما میدهد ولی چه کنیم ما نمی توانیم حق خورهای باصطلاح گردن فرازانه را ببینیم و نلرزیم قرار نیست که ما همیشه سرما بخوریم تا بلرزیم یا زلزله بیاید و بلرزیم همین طوری هم می لرزیم آنهم چه لرزشی گو اینکه عده ای تصور می کنند این نوع لرزش خود نوعی ورزش است اما شما بشنوید و باور نکنید آرزو می کنیم روزی روزگاری اشتهای حق خوری حق خوران کور شود یا کورش کنند تا لرزش ما نیز آرام گیرد خودمانیم ما چقدر باید بلرزیم و اصولا آیا اینهمه لرز انصاف است !؟ آنهم لرزشی که از سردی هوا نیست
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 9:27  توسط منوچهر انتظار
|
آقای مدیر ما در تاریخ بیست و پنجم آذر ماه در همین روزنامه و در همین ستون " اصلا بما چه !" به شما عارض شدیم و طی مقاله ای تحت عنوان " مواظب باشید قبض برق شما را نگیرد " عرضحال دادیم حال و احوال ما از تاریخ التحریر شکوائیه تاکنون به طور مضاعف رو به وخامت گذاشته ، ضربان قلب ما تندتر شده و اعصاب ما متزلزل است ما انتظار نداشته و نداریم که در این مورد بخصوص اداره آبیاری و یا گاز و یا تلفن بما جواب دهد ولکن چنین به عقل ناقصمان خطور میکرد که شما حتما بما جواب میدهید چرا که شهروندان شما هم ارزش پاسخ دادن دارند و هم حقشان است که از شما پاسخ بشنوند حال که بی مهری فرموده اید از دو حال خارج نیست یا مطلب را نخوانده اید و یا خوانده اید و در پاسخش مانده اید !! اگر نخوانده اید لطفاً بخوانید و بفرمائید دست اندرکاران روابط عمومی شما بطور خصوصی هم شده این قبیل اعتراضات را بموقع باستحضار جنابعالی برسانند و اگر مطلب ما را خوانده اید و ما را شایسته پاسخ تشخیص نداده اید مطمئناً سوء تفاهمی و اشتباهی پیش آمده است چرا که ما هم قد و بالای رعنائی داریم ، هم به حق و حقوقمان آشنا هستیم و هم چهارچوب وظایفی مسئولین را می دانیم بقیه را هم درز می گیریم تا عملاً به شما ثابت کرده باشیم که ما درزگیر خوبی هم هستیم !!
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 9:53  توسط منوچهر انتظار
|
یکروز ما خواستیم استراحت کنیم دیدم نمی شود وقت خواب نیست بنابراین اگر چرت بعضی از مسئولین خواب آلود را هم خواستیم پاره کنیم بر ما ایراد نگیرید. ما که نه سر پیازیم و نه ته پیاز و نه مسئول خوابمان نگرفت چطور چرت های احتمالی به بعضی از مسئولین را روا داریم . ما که روا نمی داریم شما هم روا ندارید تا جفاهای ناروا بر ما کاهش یابد.
این مقوله خواب را پی خواهیم گرفت چرا که قسمت اعظم مشکلات ما از خواب و نه خواب شیرین طبیعی بلکه خوابهای نابهنگام غیرضروریست !!
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 9:26  توسط منوچهر انتظار
|
به هر داروخانه ای که وارد می شویم اعلامیه های آنچنانی در مورد وفور انواع داروهای استاندارد میخچه برای میخچه ای های عزیز و داروی زگیل برای زگیل داران محترم به چشم می خورد آنچه که در این میان و حتی در آن میان به چشم نمی خورد انواع داروهای حیاتی از داروهای قلبی گرفته تا اسپری های حیات بخش ریوی و از داروهای کلیوی گرفته تا داروهای تخصصی معده و روده است. طبیعتا وفور انواع پمادهای ضد آفتاب و خوشایند مهتاب، شامپوهای مخصوص موهای فرفری سایه روشن، قرص های خوشحال کننده، رنگ موهای ضد افسردگی، صابون های ضد فرسودگی ما را شادمان کرده است ما از مجریان این برنامه به خاطر توجه خاصشان به انواع میخچه و زگیل های رنگی و سیاه و سفید ما و همچنین انواع موهای فرفری و قرقری متشکریم اجرشان با خدا !!
+ نوشته شده در یکشنبه دوم دی 1386ساعت 10:29  توسط منوچهر انتظار
|
ما دلمان می خواهد مسئولین دست اندر کار از طنازی های ما مکیف شوند درست است که نوشته های ما یک صنار هم نمی ارزد ولی مشکلاتی که گاهی از اوقات مسئولین برای ما ایجاد می کنند میلیونها صنار ارزش دارد و ما این مشکل آفرینی ها را بهاء می دهیم ما می دانیم که من حیث المجموع صم و بکمی ما به نفع خیلی از مسئولین است ولی ما نمی توانیم چشمهایمان را ببندیم ، گوشهایمان را پنبه ریزان کنیم ! لبهایمان را دوخت و دوزان نمائیم چرا که به زلف یار برمیخورد اجازه فرمایند ما کماکان مشکلات نداشته مان را با شیوه خاص خودمان خدمت شریف شما اعلام داریم و آینه بدست خدمتتان باشیم و شما هم با ما همیاری فرموده از آینه شکن ها نباشید !
آینه چون عکس تو بنمود راست
خودشکن آینه شکستن خطاست
+ نوشته شده در شنبه یکم دی 1386ساعت 10:32  توسط منوچهر انتظار
|