عید نوروز بر شما مبارک باد مع الوصفی که مسافرتی نخواهیم رفت و در منزل نیز تشریف خواهیم داشت ولکن در دسترس نخواهیم بود بنابراین تبریکات صمیمانه شما را به مناسبت عید نوروز باستانی پیشاپیش می پذیریم خواهشمندیم حضوراً تشریف فرما نشوید و اگر تشریف آوردید و نبودیم لطفاً درب را نیز ننویسید سلامت باشید و پایدار ، بما نیز آرزوی سلامت و پایداری فرمائید .
قربان شما " اصلا بما چه " !!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 9:27  توسط منوچهر انتظار
|
مسئولین همیشه عزیز ، به همه شما طبق معمول سلام عرض می کنیم امیدواریم حال ما خوب بوده باشد حال شما هم " اصلا بما چه " ما سر پیازیم یا ته پیاز که داخل در معقولات شویم عده ای از شما در سال جدید منتقل خواهید شد که صد البته آن موقع حالتان را خواهیم پرسید !!در سالی که گذشت شما باید بیش از اینها قدر ما را میدانستید که ندانستید !! و وقتی می دانید که دیگر نیستید و آن وقت است که دیگر پشیمانی سودی ندارد ما همیشه از شما خواسته ایم که توصیه های ایمنی این آقای "اصلا بما چه" را که ما باشیم جدی بگیرید وگرنه ما مجبور می شویم جدی جدی با شما شوخی کنیم می دانم که آخر سال است و وقت ندارید ( البته شما هیچ وقت برای ما وقت ندارید !) بنابراین شما را به خدای بزرگ می سپاریم و پیشاپیش از طرف شما به خودمان این عید سعید را تبریک می گوئیم . عید ما مبارک !
پی نوشت : هر چه باداباد عید شما هم مبارک
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 11:39  توسط منوچهر انتظار
|
اولین بار بود که در تبریز داوطلبین نمایندگی مجلس شورای اسلامی بالای درخت نرفتند حال یا خودشان نرفتند و یا شهردار نگذاشت بروند به هر حال خروجی کار ، امری ارزشمند و رویدادی پسندیده بود ما از طرف درختان در حال شکوفه از شما متشکریم شما ثابت کردید که بدون بالا رفتن از درخت نیز می شود راهی به مجلس یافت !! ای کاش عروس و دامادهای جوان نیز قبول کنند بدون بوق زدن و ایجاد راه بندان می شود ازدواج کرد !!
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 9:6  توسط منوچهر انتظار
|
عید نزدیک است بازارهای شهرمان پُر ولکن جیب هایمان خالیست جای نگرانی نیست پُزهایمان عالیست و زیر پاهایمان فاقد قالیست آنچه که باقیست مراجعه به رَمالیست تا روشن کند آینده مالی مش رجب و خدیجه سلطان در چه حالیست !!
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 9:24  توسط منوچهر انتظار
|
یک روز مرغ در عرش است و قیمتش در طاقچه بالا و روز دیگر در فرش است و با ما واقعیتش اینست که ما مرغها را هم گیج کرده ایم چه برسد به مردم ، از دست اندر کاران امور مرغانه قدقدانه درخواست میکنیم ما به کنار لااقل این مرغ ها را از گیجی و سردرگمی نجات دهند شب عیدی گناه دارد !!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 9:57  توسط منوچهر انتظار
|
رحمانی رئیس مجمع نمایندگان استان آذربایجانشرقی و عضو کمسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی با اشرافیت کاملی که به مسایل جاری تجاری و تولیدی و صنعتی استان دارد به نکته فوق العاده مهمی اشاره می کند چرا که قسمت اعظم رکود کارخانجات تولیدی و صنعتی و امور تجاری استان مربوط به تنگ نظری های بانکها و بوروکراسی های بیش از اندازه و آزار دهنده حاکم بر آنهاست بالاخره باید تنگناهای موجود بانکی در استان به هر صورت ممکن حل و فصل شود وگرنه تمام رشته های صاحبان صنایع و تجار پنبه خواهد شد وقتی نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی از بانکها می نالند ، صاحبان صنایع و واحدهای تولیدی از بانکها می نالند تجار از بانکها می نالند معاون برنامه ریزی استانداری و حتی شخص استاندار از بانکها می نالند پس یک جای کار که نه بلکه دهها جای کار در امور بانکی در استان می لنگند و متاسفانه بموازات اینهمه مشکلات و لنگی های ناشی از آن مسئولین عده ای از بانکها مخصوصا بانکهای باسابقه دیرینه در استان دور خود دیوار بلندی نیز کشیده اند و چنین تصور می کنند که کسی حق ندارد به حریم این دیوار نزدیک شود و در واقع برای خود منطقه ممنوعه درست کرده اند !
بلند پایگان استان و کشور بالاخره باید این مسئله را روشن کنند که آیا بانکها باید در خدمت مردم باشند و یا مردم در خدمت بانکها !؟ در کشورهای دنیای متمدن و پیشرفته امروزی بانکها و مسئولین آنها به سراغ مردم می روند و مشکل گشائی می کنند آنهم با کلی تکریم و احترام ، چرا که به این واقعیت مهم پی برده اند که بانک بدون مشتری مفهوم وجودی خود را از دست می دهد ولکن در شهر ما هر کس که مشکلی تولیدی ، تجاری ، صنعتی ، معدنی و...و...و... داشت و به بانکها مراجعه کرد تازه هزاران مشکل بر مشکلاتش افزوده می گردد و مشکل گشایان مالی و اعتباری مردم که بایستی همان بانکها باشند مشکل زائی را آغاز می کنند که متاسفانه این جفا بر مردم و تولید کننده و تاجر و کارآفرین است جفائی که نباید به سادگی از کنار آن رد شد .
رحمانی عزیز نماینده خستگی ناپذیر شهرمان و سایر نمایندگان فعلی و آتی مجلس شورای اسلامی باید بیش از پیش به این مهم بپردازند و با وضع قوانین روشن ، شفاف و گره گشا ، گره ها و راههای بسته را نیز بگشائید و به موازات آن تن ها و روح و روان های خسته از بی مهری ها را نیز آرامش دهند تا انشااله تولید و صنعت و معدن و تجارت نیز در استان جانی تازه گیرد !
پ.ن : این مقاله همزمان در روزنامه دنیای اقتصاد نیز چاپ شده است
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 10:20  توسط منوچهر انتظار
|
جریمه ورود به دانشگاه شهریه و جریمه ازدواج مهریه است !بدون اینکه وارد در معقولات شویم و به قوه قهریه متوسل شویم باید قبول کنیم که وقتی دانشجو دستش به دهنش نمیرسد و میخواهد ازدواج آنهم از نوع دانشجوئی آنرا تجربه کند لابد باید توان تقبل دو هزینه جریمه ای شهریه ای و مهریه ای را داشته باشد که تواما میشود همان نور علی نور !!اگر دولت فخیمه اعتبارات خاص نور علی نوری به این قبیل جوانان از جان گذشته !! تخصیص دهد لابد ما هم آماده ایم تا تصمیمات بهینه گرفته به جرگه دانشجویان بپیوندیم البته قول میدهیم که پس از فارغ شدن !! تسویه حساب قطعی نمائیم راستی شما هم دوست دارید که به این شیوه فارغ شوید اگر جواب مثبت است مبارک است انشااله !!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 11:39  توسط منوچهر انتظار
|
این عمه سکینه نازنین ما بعضی وقتها بعضی تذکراتی بما می دهد که ما اصلا حالیمان نبوده و نیست مثلا دیروز می گفت عزیزم تو سعی کن از بعضی از مسئولین ولو نیمه مسئول هم باشند تعریف کنی وقتی می بینی اینها دلشان به تعریف و تمجید ( ولو از نوع دروغکی آن ) خوش است چرا ناخوششان می کنی !؟ تعریف کن جانم تعریف کن تا نانت در روغن آماده و آبت در مَشکفه ( پارچ فعلی ) مهیا باشد ! شاید هم واقعاً اینطور باشد ولکن ما که نمی توانیم چه کنیم ؟ قلم را ببوسیم بگذاریم لای بقچه و بقچه را بگذاریم روی طاقچه !؟
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 12:32  توسط منوچهر انتظار
|
اکثر مسئولین نازک نارنجی شده اند و به هیچ کس نمی شود گفت بالای چشمتان ابروست حال اگر ما جرأت داشته باشیم شهامت داشته باشیم و این بار بگوئیم اصلاً بالای چشمتان ابرو نیست لابد ابروهایشان را دستشان گرفته به همه نشان می دهند که آی مردم بیائید ببینید پس اینها ابرو نیست چیست ؟ بنابراین ما بنا داریم منبعد از ابروان کسی صحبت نکنیم که خدای ناکرده کار به منجر بکشد !! و یا از باب اینکه خیال همه را تخت کنیم این ستون را باید همیشه سفید بگذاریم و در ابتدا و انتهای آن به عبارت « اصلا بما چه » !؟ قناعت کنیم که از قدیم و ندیم گفته اند « قناعت توانگر کند مرد را » !!
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 12:3  توسط منوچهر انتظار
|
میرزا تقی خان امیر کبیر:
اعلیحضرت بدانند که اداره امور مملکت با توصیه عمه و خاله نمی شود.
چندی قبل لحظاتی توفیق دیدار با انسانی صادق و وارسته را داشتم تبرّک این دیدار کپی دستخط میرزا تقی خان امیر کبیر این همیشه ماندگار تاریخ ایران زمین خطاب به ناصرالدین شاه بود که حیفم آمد شما مستفیض نشوید رحمت حق بر « تقی » باد که هم متقی بود ، هم امیر بود و هم کبیر .
متن دستخط اميركبير به قرار زير ميباشد
قربانت شوم
الساعه كه در ايوان منزل با همشيره همايوني به شكستن لبه نان مشغولم خبر رسيد كه شاهزاده موثقالدوله حاكم قم را كه بجرم رشاء و ارتشاء معزول كرده بودم به توصيه عمه خود ابقاء فرموده و سخن هزل بر زبان راندهايد. فرستادم او را تحتالحفظ بتهران بياورند تا اعليحضرت بدانند كه اداره امور مملكت با توصيه عمه و خاله نميشود.
زياده جسارت است. تقي
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 12:29  توسط منوچهر انتظار
|
بانک سپه تبریز در راستای الکترونیکی کردن خدمات بانکی ، مشتریان خود را نقره داغ کرد مشتریان بانک با توجه به ارتباط اینترنتی شعب بانک سپه با همدیگر می توانند وجه چکهای بانک سپه را از هر شعبه ای که خواستند وصول کنند ولکن امّا دارد و امّایش هم پرداخت مبلغ ناقابل هشت هزار ریال برای هر چک است حتی برای کسانی که در خود بانک سالهاست حساب دارند یعنی که یعنی !! با یک حساب سرانگشتی اگر هر مشتری در روز ده چک به این طریق از شعب مختلف این بانک بگیرد بایستی مبلغ ناقابل هشت هزار تومان هزینه نقره داغی خود را بپردازد تا چشمش کور فیلش یاد هندوستان نکند و هوس استفاده از امکانات بانک الکترونیکی به سرش نزند و روزی صد بار بگوید صد رحمت به چرتکه های قدیم !! عجیب است هر جا که صحبت دادن امکانات به مشتری می شود اولین بانک ایران جا می زند وقتی بهره بیست و چهار درصدی بود به لطایف الحیل سراغ مشتری بودند تا جیبش را خالی کنند و الان که به همت دولتمردان مردمی صحبت از 12 درصد بهره تسهیلات بانکی است همه از مشتری فرار می کنند و مشتری اخی شده است دلمان می خواهد همه بانکهای دولتی و در راس آنها بانک سپه به این واقعیت ملموس پی ببرد که اگر در مسیر دولت و ملت حرکت می کند باید در شیوه عمل خود تجدید نظر اساسی نماید و اگر می خواهد در مقابل دولت و ملت سد شود باز باید در رفتار خود بازبینی نماید چرا که دوام و بقای بانک به همین خرده پس اندازها و خرده عملیات بانکی مردم در این بانکها وابسته و پیوسته است ! این مطالب را به لطف الهی پی خواهیم گرفت تا سیه روی شود هر که در او غش باشد .
در خاتمه یادآوری می نماید که این عمه فهیمه نازنین ما مرتب می گوید باباجون بی خیالش این قبیل مسایل " اصلا بما چه " !؟
پ.ن : این مقاله همزمان در روزنامه دنیای اقتصاد نیز چاپ شده است
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 12:41  توسط منوچهر انتظار
|