توسعه تکدی گری از آن نوع توسعه هایی است که هیچ کس مسئولیت آن را به عهده نمی گیرد و در حقیقت این توسعه بی پناه بدون حمایت و پشتیبانی جناحی و گروهی همچنان پیش می تازد و ای بسا در آینده ای نه چندان دور در بین انواع توسعه های رنگی و سیاه و سفید بتواند حرف اول را بزند به نظر شما دور از انصاف نیست که این نوع توسعه ، رئیس ، مسئول ، مدیرکل و یا وزیری مستقیم نداشته باشد !!
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 11:1  توسط منوچهر انتظار
|
بعضی از وعده ها عمر مفیدشان سپری و تاریخ مصرفشان به پایان رسیده است . راستش ما دلمان هوای وعده های نو و تازه کرده است از مسئولان محترم انتظار داریم ما را با وعده های جانانه شاد و این دل خوش کنک های جاویدان را از ما مضایقه نفرمایند ما اعتقادمان بر این است که اگر تاریخ مصرف وعده ها سپری شود مانند کنسروهای مواد غذائی تاریخ گذشته قابل مصرف نخواهند بود و احتمالا مسمومیت به دنبال خواهند داشت فلذا استدعا داریم هم تولیدکنندگان و توزیع کنندگان وعده ها هوای ما را داشته باشند و هم خود مصرف کنندگان تاریخ مصرف ها را مد نظر قرار دهند .
از ما هشدار بود که ، دادیم بقیه اش اصلا بما چه !
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 9:4  توسط منوچهر انتظار
|
پیاده های مظلوم این شهر اسیر ساختمان سازها هستند که نه تنها با مصالح ساختمانی شان راهها را بند آورده اند بلکه پیاده رو و حتی قسمتی از خیابانهای شهر را به کارگاه تبدیل فرموده اند ما که مع الوصف بلندی قدمان عقلمان کوتاه است و نمی دانیم آیا شهرداری مجوز ساختمان سازی می دهد یا مجوز کارگاههای خیابانی و راه بندانهای آن چنانی !!
دلمان می خواهد آقای شهردار که خود زمانی از پیادگان بودند هوای پیادگان را داشته باشند مگر اینکه تغییر روش داده و سواره شده باشند که در اینصورت یک امر طبیعی است که سواره از پیاده خبر نداشته باشد !! آقای شهردار شما خوب میدانید که پیاده رو حق مسلم ماست ! نگذارید حق های مسلم ما این چنین مورد بازیچه قرار گیرد ما که درخواست فوق العاده ای از شما نمی کنیم !؟ این کوچکترین حق ما را نگذارید در روز روشن میل بفرمایند آقای " اصلا بما چه " پیشا پیش از اقدامات عاجل شما سپاسگزاری می نماید .
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 9:4  توسط منوچهر انتظار
|
نسخه به دست دنبال چهار قلم دارو :
داروخانه اول : آمپولش را نداریم ، قرصش تمام شده ، شربت مشابهش موجود است ویتامین هم شامل بیمه نمی شود !!
داروخانه دوم : به جای آمپول قرصش را داریم . قرص مشابهش را داریم و از بقیه اش هم معذوریم .
داروخانه سوم : با بیمه همکاری نداریم . نوشته روی شیشه مربوط به دو سال قبل است !!
داروخانه چهارم : آمپول و قرص های شما جزو داروهای بیمارستانی است ، به داروخانه های بیمارستانها مراجعه کنید .
داروخانه بیمارستان اول : از ساعت 8 شب تا ساعت 8 صبح داروخانه تعطیل است .
داروخانه بیمارستان دوم : شرمنده ام !!
داروخانه بیمارستان سوم : دو قلم بیشتر نداریم .
مسئولان دارویی کشور : در کشور مشکل دارو نداریم میتوانید با خیال راحت مریض شوید !!
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 9:8  توسط منوچهر انتظار
|
ـ برای حل مشکلات دارو و درمان مرتبا راه بندانهای طبی ایجاد کنید تا رشد بی رویه جمعیت نیز مهار شود!!
ـ برای رسیدن به درجات علمی بالاتر با استفاده از پست و مقام تان دانشگاهها را چرخدار کنید و در محل کارتان با یک چشم به هم زدن دکتر شوید . سوء استفاده از این امکانات که قابل شما را ندارد !!
ـ برای رفاه حال روستائیان و شهروندان شهرستانهای محروم اعتبارات ناقابل این مناطق را به تهران بزرگ اختصاص دهید !!
ـ برای رفاه حال معلمان به قدم زدن آنها در فروشگاههای رفاه اولویت قائل شوید !! و از این قبیل حرفها
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 9:11  توسط منوچهر انتظار
|
با وزیر ، کار داشتم به دفترشان مراجعه کردم منشی ایشان فرمودند : جلسه دارند معاون طبقه ششم ، حرکت بسوی معاون وزیر گفتند مرخصی هستند مدیر کل طبقه پنجم ، پیش بسوی مدیر کل فرمودند در ماموریت هستند . طبقه چهارم معاون مدیر کل ، به معاون مدیر کل مراجعه کردم فرمودند در مرخصی ساعتی تشریف دارند رئیس قسمت طبقه سوم ، به رئیس قسمت مراجعه کردم فرمودند ملاقات در قسمت شما نبوده وقت ملاقات امروز تمام شده است . طبقه دوم کارشناس مربوطه ، به کارشناس مربوطه مراجعه کردم به کارشناسی رفته بودند فرمودند طبقه اول اطلاعات ، به طبقه اول رفتم فرمودند همکف نگهبانی ، به نگهبانی مراجعه کردم فرمودند موتورخانه ، زیرزمین به موتورخانه مراجعه کردم تازه معلوم شد که اساساً مرا با متصدی تاسیسات که می خواهند موتورخانه وزارت خانه را تعمیر اساسی نمایند اشتباه گرفته اند!
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 12:45  توسط منوچهر انتظار
|
ما نه منکر سمینار هستیم و نه مخالف دومینار و نه ضد یه مینار ! ولی خیلی دلمان می خواهد که در پایان هر سال یک همایشی ولو نمایشی نیز تشکیل و ماحصل اینهمه سمینار و دومینار و یه مینار ارزیابی و نتیجه آن را به خود مسئولین و مردم منعکس شود . اگر نتیجه ای داشت که زهی مایه سعادت و اگر نداشت مطمئن باشید که تعداد سمینارها کم بوده و نتیجتاً سمینارهای آتی را ده برابر کنید و یقین داشته باشید نتیجه گیری در سال بعد راحت تر خواهد شد شما که می دانید ما همیشه راحتی شما را می خواهیم .
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 8:58  توسط منوچهر انتظار
|
مدتی که ما خدمت شما نبودیم تصور نفرمائید که پستی ، مقامی ، پولی گیرمان آمده بود و شما را مثل خیلی از مقام داران ! فراموش کرده بودیم نه به جان عزیزتان ، ما بیکار بیکار بودیم و به خیال خودمان داشتیم استراحت می کردیم و امر به خود ما هم مشتبه شده بود که به همین زودی از طرف مقام وزارت کار سراغ ما می آیند و می پرسند که :
آقای « اصلا بما چه ! » عزیز تو کجائی ؟ چه می کاری و چه می دروی ؟ و کجاها می دوی !!؟ ولی انگار نه انگار که ما بیکاریم و ممکن است حین بیکاری بیمار هم شده باشیم نه سلامی نه کلامی نه پیامی ! منتها ما هم مثل خیلی ها فوری از بیکاری نمی نالیم چرا که ما می دانیم بیکاری خود نعمت بزرگی است اگر نیوتن بیکار نبود زیر درخت نمی نشست و چون زیر درخت نمی نشست افتادن سیب را نمی دید و چون افتادن سیب را نمی دید قوه جاذبه زمین کشف نمی شد و نهایتا نیوتن ، نیوتن نمی شد . حالا که بیکاری باعث نیوتن زایی می شود از کجا معلوم که ما هم به کشفهای این چنینی نایل نشده باشیم !؟ به هر حال شماها مطمئن باشید که ما همیشه به فکرتان هستیم گو اینکه کاره ای نیستیم ولی به خاطر شماها همه کاره ایم و همیشه خواهیم نوشت اگر چه عده ای می پندارند خط ما خوانا نیست !؟
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 8:59  توسط منوچهر انتظار
|
ما دلمان می خواهد وعده های مسئولین چک بی محل نشوند و برای اینکه چنین نشود آرزو می کنیم که وعده ها تضمین شده باشند و از باب اینکه این کار خیر عملی شود پیشنهاد می کنیم این قبیل وعده ها در مقابل هر نوع سوخت و سوز ، ساخت و ساز، مرور زمان ، تغییر مکان ، جابجائی پست و مقام و غیره و ذالک بیمه شوند تا هم از بیم ما کاسته شود و هم مشکل تلمباری وعده ها حل و فصل شود واقعیتش ظرفیت وعده پذیری ما نیز تابلوی « تمام شد » خورده است !
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 12:8  توسط منوچهر انتظار
|
قیمت برنج را اصناف با دستمسک قرار دادن خشکسالی صددرصد بلکه صدوبیست ده درصد افزایش دادند باغشان آباد ! تا اینها را داریم دیگر چه غم داریم !؟ با توضیح اینکه اصناف هم می دانند که دولت بحد کافی سرش گرم است و در خط کنترل اصناف و وغیره نیست تازه اگر برنج اینهمه گران شد ما و شما که مشکلی نداریم از هفته آینده به کوری چشم حسودان « کته » می خوریم !!
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 9:54  توسط منوچهر انتظار
|