قانونها و دلهای شکستنی !
خیلی ها خیلی خوب می دانند که قانون را ، هم شکسته اند ، هم می شکنند و هم خواهند شکست . منتها ما بعضی وقتها مثل یک بچه صاف و ساده ، خیلی صاف و ساده و به صدای بلند قانون شکن را معرفی می کنیم و این امر باعث دلشکنی می شود . نباید این کار را بکنیم گناه دارد !! اینها عادت کرده اند خیلی ساکت و به آرامی قانون را بشکنند و لابد اعتقادشان نیز بر این است که شکسـتن آرام و بی صدای قانون که اشـکالی ندارد. به هر حال می گویند:
کودکی در حالی که دامن مادرش را می کشید به مردی که توی ایستگاه کنارشان ایستاده بود اشاره کرد و گفت :
ـ مامان ! این آقاهه کچله !
ـ یواش مادرجون می فهمه بده !
ـ مامان جونم ! مگه خودش نمی دونه !؟
ـ می دونه عزیزم ، ولی ما که نباید دلشو بشکنیم !!
عروسی ها مبارک است اما ......
عروسی ها مبارک است روبوسی ها هم مبارک است اما به قیمت بند آوردن اتوبانهای شهر ؟ خیابانهای اصلی شهر ؟ پارکهای شهر ؟ و .....
آیا میشود مردم را آزاد بگذارید تا دنبال کارهایشان باشند و بالاجبار دنباله رو شما نشوند . آیا شما مجوز راه بندان شهر را گرفته اید و اگر نه پس چرا شهر را می بندید و شاهرگ ها را می بندید فقط به این عنوان که دلتان هوای بدرقه عروس و دامادتان در وسط شهر را کرده است آنهم با راه بندان های طولانی ، جان من نکنید این کار را ، قرار نیست که ما به دلخواه شما برنامه ریزی کنیم عروسی شما مبارک ولی مردم هزار و یک درد بی درمان دارند که هم زمان با راه بندان های شما می خواهند به کارشان برسند . از رئیس راهنمائی شهر هم می خواهیم که راهنمائی بفرمایند هم عروس و داماد و بدرقه کنندگان را و هم ما شهروندان را که در همچو مواقعی چه کنیم فقط سکوت !! خوب ما سکوت شما دیگر چرا سکوت !؟ بله ؟
برداشت سلیقه ای ، روزنامه نگاری سلیقه ای !!
درج مسایل روز و رویدادهای استان در مطبوعات سراسری هر روز کاهش می یابد و درج مطالب در مطبوعات محلی با انتظار دریافت وجه و وجوهات ( شما بخوانید آگهی ) روزبروز آمار افزایشی نشان می دهد و به همین مناسب رسالت مطبوعات روبروز کمرنگ تر میشود چه باید کرد؟ یا باید قلک ها شکست تا دلها نشکند و مطالب منعکس شود یا باید بی تفاوتی ها به نظاره نشست خبرگزاریهای سراسری و رادیو تلویزیون محلی نیز متاسفانه دلبخواهی عمل می کنند هر آنچه را که دلشان خواست و باب سلیقه شان بود پوشش خبری میدهند و هر آنچه را که با عقلشان جور درنیامد بایکوت می فرمایند درست است که شما خواهید فرمود مرد حسابی اصلا بتو چه !! شما درست می فرمائید ما هم می فرمائیم " اصلا بما چه " ! ولکن نتیجه این میشود که شده است برداشت سلیقه ای ، خبرگزاری سلیقه ای ، خبرنگاری سلیقه ای و روزنامه نگاری سلیقه ای !! این عمه فهیمه نازنین ما که از تصادف روزگار آدم فهیمی نیز هست می گوید:
عزیزم ولش کن : آغری ما میش باشووا ساقیز سالما !!
طیاره اگر مالک صاحب هنری داشت !!
وقتی من و شما حتی یک ربع هم زودتر از ساعت پرواز در فرودگاه حاضریم درها را می بندند و با کلی فیس و افاده به علت تأخیر به سالن پرواز راهمان نمی دهند ولکن خودشان با جت های بوئینگ شان ساعت ها تأخیر می کنند آب از آب تکان نمی خورد این را می گویند عدالت پروازی !! که اگر پرندگان این چنین عدالتی را داشتند سالها قبل نسل آنها از روی زمین کنده شده بود ! بقیه را درز می گیریم تا به همه ثابت کنیم اگر چه مسافر خوبی نیستیم ولکن درزگیر خوبی هستیم وگرنه چنان از کوره درمی رفتیم و منفجر می شدیم شما که سهل است خودمان نیز بهتمان می زد !! در خاتمه سلام ما را به مسئولین خیلی بالا برسانید و بفرمائید ضمن اینکه ما خیلی مخلصیم با اخلاص تمام نیز می فرمائیم:
طیاره اگر مالک صاحب هنری داشت
پرواز و پریدن ره و رسم دگری داشت
طیاره های کاغذی ما بهتر از هواپیماهای شماست !!
در برنامه گفتگوی ویژه خبری دوشنبه شب شبکه دو سیما موضوع تأخیر و ابطال پروازهای هواپیمائی و شادمانی بی حد و حساب مردم از این بابت مورد بحث بود متاسفانه از مسئولین هواپیمائی کشوری کسی در برنامه حاضر نبود که از آنهمه شادمانی مردم تشکری بکند یعنی که در واقع از مسئولین پاسخگو کسی حاضر به پاسخگوئی نشده بود و همه به سلامتی در رفته بودند !! ما توصیه می کنیم عده کمی از مسئولین نیز که خود را پاسخگو می دانند ترک رویه فرمایند و "در رفتن ها " را عمومیت دهند تا همه با هم قایم موشک بازی کنیم تا ابطال پروازها و تاخیر و تأخرها به چشم نزند که چشممان را بخواهی نخواهی دچار کم سوئی می کند در خاتمه ما از طیاره چی های محترم می خواهیم اگر دل و جراتی به خرج دهند و درنروند ما حاضریم با طیاره های کاغذی زمان بچگی هایمان با آنها مسابقه دهیم و اگر بردیم بگویند آفریـن ( صد آفرین نخواستیم )!!
مقدمهاي بر تاخير چهل روزه
چهل روز از درگذشت استاد عزيز و يار غارمان دکتر رفيعيان عزيز گذشت روانش شاد باد. در اين چهل روز حال و هواي نطنزنويسي نداشتيم چه رسد به طنز.
فلذا عذر ما را موجه داريد و بر ما خرده نگيريد که به احترام استاد، محل کسب و کارمان را که همين ستون مختصر باشد چهل روز بستيم و اينک بعد از چهلم استاد با اجازه روح بلندش دوباره طنازي را آغاز ميکنيم خدايش بيامرزد.
آن خدا بيامرز اغلب به شوخي بين دوستان ميفرمود اين آقاي طناز ما هم درباره همه چيز ميگويد و مينويسد و وقتي به آخر مطلب ميرسد تازه اضافه ميکند "اصلا به ما چه!!"
ما دلمان هوس کرده است که امروز در مورد بينظمي بيش از اندازه ترافيک شهرمان بنويسيم و اضافه کنيم به نظر مبارک ما بينظمي نه تنها هيچ عيب و ايرادي ندارد بلکه خودش نوعي نظم است که حتي فردوسي بزرگ ما نيز چنان نظمي را در شاهنامه شاهد نبوده است!!
تکريم ارباب رجوع در ادارات هم عين ترافيک ما و ترافيک ما شبيه ارزاني ما و وفور نعمتمان عين درآمدمان و درآمدمان عين برقمان آمد و نيامد دارد.
خوب داشته باشد مگر چه ميشود؟ آمد خوش آمد يعني که خوش گلدي و رفت هم يعني که خوش گئتدي!! اگر رفت و آمدها همينطور خوش خوشاني باشد ما که ايرادي نميبينيم. ايراد وقتي وارد است که ناخوشي به همراه داشته باشد که ندارد.
همه ما که صد البته هميشه خوش خوشيم و در اکثر موارد از خوشي بيش از اندازه همين وسط خيابان خود به خود قلقلکمان ميگيرد و ميزنيم زير خنده تا دنيا به رويمان بخندد شما هم هر وقت بيکار بوديد بخنديد. بيخودي هم خنديديد مهم نيست فقط کافي است بخنديد تا دنيا به روي شما بخندد، نخنديديد هم خود دانيد.
خودمانيم مثل اينکه ما هم قاطي کرديم اصلا به ما چه!! که شما بخنديد يا نخنديد مگر ما مسئول خندههاي شما هم هستيم!؟ نه خودمانيم هستيم؟ هِش دخلي وار!!
