سرزنی و سرسری زنی !!
سلمانی سابق که همان آرایشگر فعلی باشد خیلی زور زد تا بتواند سر ناقابل ما را اصلاح کند نشد که نشد ! دیدیم کلی قافیه را باخته پیشقدم شدیم و عرض کردیم برادر زیاد زور نزن ، فقط سرسری نزن که با کارهای سرسری اصلاحات ممکن نیست !!
بررسی طنازانه مسایل روز
سلمانی سابق که همان آرایشگر فعلی باشد خیلی زور زد تا بتواند سر ناقابل ما را اصلاح کند نشد که نشد ! دیدیم کلی قافیه را باخته پیشقدم شدیم و عرض کردیم برادر زیاد زور نزن ، فقط سرسری نزن که با کارهای سرسری اصلاحات ممکن نیست !!
بر اساس یک اصول مدنی که امیدوار بودیم در شهر ما طرفدار داشته باشد از مدیرکل نونوار تربیت بدنی توسط رئیس دفترشان وقت ملاقاتی حضوری خواستیم به سه چهار روز بعد وقت دادند به دنبال آن از باب محکم کاری موضوع را مکتوب کردیم و در تاریخ 16/9/87 طی یک نامه کتبی از طرف روزنامه مهد آزادی استدعای فرصتی حضوری تکرار شد در 18/9/87 بر اساس تماس تلفنی رئیس دفتر محترم وقت ملاقات قبلی کنسل و آن را موکول به 25/9/87 ساعت 8:30 صبح فرمودند سر ساعت معینه وارد محوطه تربیت بدنی شده و جناب مدیرکل را ملاحظه فرمودیم که با سه چهار نفر همراه عازم بیرون از محل کارشان بودند با سلام و علیکی نه چندان صبحگاهانه و مدنی مواجه ، رئیس تربیت بدنی در مقابل پرسش ما که گویا جنابعالی در این ساعت با بنده قرار قبلی داشتید فرمودند دفتر به من اطلاع نداده ، پرسیدم منتظرتان بمانم خیلی سرد که شاید ناشی از سردی هوای محوطه بود فرمودند خود دانید و ما خود دانستیم و فرار را بر قرار ترجیح دادیم که نکند مستوجب عقوبت دیگری نیز شده باشیم !
یک تذکر به خودمان : آقای اصلا بما چه تو مگر مرض داری که هوس ملاقات مدیران به سرت می زند آنهم مدیر تربیت بدنی آنهم بر اساس اصول مدنی ؟!
یک تذکر هم به مدیران : با ارباب رجوع اینگونه برخورد می کنید که ارباب رجوع در آن واحد ترک اربابیت گفته و می شود نوکر رجوع !! نکنید این کارها را ، آخر و عاقبت خوشی ندارد. ایام بر شما خوش باد.
نوشتن از ما و نخواندن از شما ( البته منظور ما از شما ، شمای خواننده نیست یعنی که یعنی !!) و این کاریست که سالهاست ادامه دارد و سالهای دیگر نیز کماکان ادامه خواهد داشت ما توصیه می کنیم این رویه و روال بهینه سازی شده همچنان پایدار بماند تا بر آیندگان نیز ثابت شود نوشته وقتی خوانده نشود ( البته توسط مسئولین ) میشود کشک ! و کشک به هیچ دردی هم که نخورد لابد آش کشک خاله را خوردنی که می کند مگر نه !؟
البته آنهم از نوع صد آن یعنی که صد البته امور مربوط به فضای سبز شهر هیچ ارتباطی بما ندارد و کم کاری شورای شهرمان در رابطه با فضای سبز شهر نیز کماکان اصلا بما چه !! ولکن این عمه فهیمه نازنین ما خیلی دلش می خواهد نه خیلی از اعضاء محترم شورای شهر بلکه یکی دو نفر به ایشان بفرمایند که در واقع شورای شهر چه گلی به سر فضای سبز شهرمان زده است و اگر نزده است چرا نزده است اگر من جای شورای شهریان بودم حتما به این سوال پاسخ می دادم و خیال عمه فهیمه را از این بابت راحت می کردم که بابا کاری نشده خوب نشده که نشده مگر اینهمه طرح "نیمه تمام" تمام نشده چه شده که شورای شهرمان در مورد فضای سبز شهرمان کاری نکرده باشند انشااله وقتی سرشان خلوت شد و به فضا رسیدند !! لابد سری هم به فضای سبز خواهند زد فعلا سرتان سبز و عمرتان دراز باد که شب دراز است و .......
عمه فهیمه نازنین مان از ما پرسید : آقای " اصلا بما چه " می توانی بگوئی فرق بین روزگار و آموزگار چیست؟
ما هم گفتیم عمه فهیمه جان عزیزتر از جان ، بنا نبود سوالات سخت سخت از ما بکنی و عمه فهیمه نازنین مان اضافه کرد پس جائی یادداشت کن:
فرق روزگار با آموزگار اینست که آموزگار اول درس می دهد بعد امتحان می گیرد ولی روزگار اول امتحان می گیرد بعد درس می دهد !!
آقای خاماچی عضو شورای اسلامی شهر در مصاحبه با هفته نامه ساقی می فرمایند ما با ایجاد فرهنگ میان شهروندان و تصویب طرحهائی مثل کاشت نهال برای هر زوجی که ازدواج می کنند می توانیم فضای سبز را گسترش و بطور مناسب نگهداری نمائیم عمه فهیمه نازنین ما بعد از شنیدن این خبر گسترش فضای سبز را امری غیرممکن بلکه کاهش فضای سبز را امری حتمی تلقی فرموده اضافه میفرمایند با توجه به شرایط اقتصادی کشور و بیکاری روزافزون جوانان عملاً ازدواج سیر نزولی خواهد داشت و به تبع آن کاشت نهال نیز رونق خود را از دست خواهد داد حتی با توجه به طلاق های روزافزون نهال های کاشته شده نیز بایستی نه تنها که به نوبت بلکه خارج از نوبت قطع شوند تا حقی از مطلقه ها ضایع نشود در این میان تکلیف من و شما هم بعنوان شهروند در انتظار گسترش فضای سبز روشن میشود یعنی که یعنی !! باز خدا اموات این برزگر رئیس فضای سبز شهرمان را بیامرزد که بدون توجه به ازدواج و طلاق جوانان برنامه کاشت 250 هزار اصله نهال را در برنامه خود گنجاند امیدواریم شورای شهری ها از جمله آقای خاماچی برنامه های عملی موثرتری با تصویب بودجه های بدردبخور کارساز برای فضای سبزمان ارائه دهند و گسترش فضای سبز شهر ما را حواله به ازدواج تعدادی انگشت شمار از جوانان شهرمان نفرمایند چرا که مجردین ما هم با توجه به تجرد و بیکاریشان نیاز به هواخوری در فضای سبز دارند!!
مسئولین که به نوشته های آقای حمید ملازاده ترتیب اثر ندادند و بلندگوها را از دست دستفروشان نگرفتند تا ملت دمی بیاسایند لااقل پیشنهاد سازنده ما را عملی فرمایند تا دستفروشان بموازات صداهای آرام بخش خود با قدرت تمام بنوازند تا ما را حسابی نوازش داده باشند به همین منظور ما پیشنهاد میفرمائیم به هر کدام از دست فروشان یک ترومپت با یک تنبک نیز به رایگان تحویل فرمائید تا خرید آفتابه لگن های فرسوده ما را موزیکال فرموده و ریتم بگیرند تا کور شود هر آنکه نتواند دید!!
عمه فهیمه نازنین ما اعتقاد دارد ما از بس شیرین هستیم باید اسم ما را می گذاشتند " کله قند" !! و ما معتقد هستیم به نوشته های ما نگاه نکنید ما از بس بد اخلاقیم باید اسم ما را می گذاشتند " برج زهرمار "!! به هر حال اینک که از هر دو اسم بی نصیب شدیم قرص و محکم می فرمائیم فعلا این "اصلا بما چه" بهترین اسمی است که ما مالک و صاحب آنیم چرا که خیلی راحت و بدون نیاز به منت طبیبان و ناز عطاران در تمام موارد و مشکلات جسمی و روحی و روانی و وغیره ای از قرص مخصوص "اصلا بما چه" استفاده کرده بجان همه شما دعا می کنیم !! همان " اصلا بما چه " نامی که می شناسید و به او اطمینان دارید.
عمه فهیمه نازنین ما که معرف حضور شماست لااقل از نظر فهم بالایش ! دیروز می گفت: ای " آقای اصلا بما چه" تو باید بدانی عمه ات هیچ وقت کم نمی آورد بالاخره ما هم خارجی پوش شدیم گفتم عمه جان عزیزتر از جانم شما که مخالف لباسهای خارجی بودی و می گفتی به خاطر حمایت از تولیدات داخلی باید دور خارج را خط کشید شما دیگر چرا !؟ عمه فهیمه جانم در حالیکه با خط کش برای من خط و نشان می کشید گفت عزیز دلم این خارجی با آن خارجی تومنی چند صنار توفیر دارد یعنی اینکه تو باید بدانی که من لباسهایم را پشت و رو کرده ام و طبیعتاً داخلش افتاده به خارج و شده خارجی !! حالا شیرفهم شدی ؟ و بنده عرض کردم شدم آن هم چه شدنی !!
وقتی عرض جوی زیاد است و توان پریدن را از ما می گیرد به نظر شما ما باید مشکل را بجوئیم که چرا نمی توانیم از جوی بپریم !؟ جستجوی ما نشان می دهد که ما کماکان پهلوانیم !! ولی این جوی را شما نیز مشکل بتوانید بپرید اگر باور ندارید بفرمائید این گوی و این میدان !!
توضیح ضروری : منظور ما از جوی ، جوی هزینه هاست بیخودی لغت نامه ها را نجوئید!
بیکاری در حکم هواست لطفاً با اشتغال زائی خود به دنبال بستن این دریچه های تنفسی نباشید وقتی کسی بیکار است در هوای آزاد قدم می زند و هوای سالم می خورد (البته اگر یافت شود) اگر هم یافت نشود البته و اگر می خورد و باری هم بر دوش کسی نیست ما پیشنهاد می فرمائیم شاغلین را نیز بیکار فرمائید تا هوا میل فرمایند اصولا هوا برای میل فرمودن است حال شما که با اشتغال زائی هایتان کار دست مردم می دهید و نمی گذارید مردم به راحتی هوا بخورند در حقیقت نوعی اجحاف می فرمائید اجحاف نفرمائید عزیز من ، نفرمائید پدر من ، نفرمائید مادر من ، نفرمائید برادر من ، نفرمائید خواهر من !!
مهریه بالا ، شهریه بالا ، قوه های قهریه برای وصول مهریه و شهریه بالا ، بقیه هزینه ها نیز بالا ، یکباره بفرمائید دست ها بالا ، نهایتاً همه چیز بالا ولکن درآمدها پائین !! لطفاً بفرمائید ما چه کنیم حالا !؟
گرانی بیش از حد دارو ، درمان را مشکل و عدم امکان نفس کشیدن را تسهیل می کند زبانم لال زبانم لال ، شما که نه ولکن بنده حقیر اگر که نفس کشیدن به راحتی فراموشم شود مطمئن باشید دیگر نه مشکلی برای خودم خواهم داشت و نه دردسری برای شما ! تنها مشکلی که اساساً باقی خواهد ماند بایر شدن این ستون همیشه دایر است که آنهم "اصلا مَنه نه" یعنی که "اصلا بما چه "!!
بله !؟ بعـــــــــــــــــــله !!
ما چندی قبل از زحمات درمانی و قیمت های فوق العاده بالای داروهای حیاتی و نهایتاً از یک بام و چند هوائی در خدمات درمانی سخن ها گفتیم و درّها سُفتیم (روزنامه مهد آزادی روز دوشنبه مورخ 27/8/87) همین ستون "اصلا بما چه" به خیال اینکه فردای همان روز سازمان خدمات درمانی آستین ها را بالا خواهد زد و با کلی عذرخواهی به استقبال ما خواهد آمد و توضیحات فراوان خواهد داد تا بما ثابت کند که اگر خودش بما بدهکار نیست لااقل گوشش به حرفهای مردم بدهکار است! ولکن گویا ما خیالاتی شده بودیم چرا که از این سازمان عریض و طویل صدائی به گوش ما نرسید و خبری نشد که نشد حال با شما هستم با شمائی که هی به ما گوشزد می کنید و هندوانه زیر بغلمان می دهید که ای آقای "اصلا بما چه" بنویس بنویس که نوشته های تو گره گشاست و فریاد رس ناله های ماست وقتی ما می نویسیم و مسئولین نمی خوانند به چه کسی باید متوسل شویم بعضی اوقات بعضی ها می گویند که این آقای استاندار جدید با بقیه فرق می کند و پی گیر قضایاست اگر واقعاً اینطور است این یک قضیه از همه قضایا ببینیم صدای ما که همان صدای شماست به کجا و تا کجا خواهد رسید !؟
برتر شدن روزنامه، آنهم در شرایطی که برتر شدن مترادف با گذشتن از پل صراط است می تواند یک افتخار تلقی شود به مهد آزادی که همان روزنامه آقای اصلا بما چه ! باشد. این برتریت را تبریک و بر گردانندگان و تلاشگران شاغل در این مجموعه آفرین می گویم لابد یک آفرین هم خود من طلبکارم چون کسی را که آماده گفتن این آفرین بما باشد سراغ ندارم با اجازه شما خودم به خودم میگویم ، آفرین آقای اصلا بما چه ! که قرص و محکم بر روی این ستون کوچک پایدار ماندی تا جزو برترین های روزنامه برترین باشی ، قلم زدن در یک روزنامه مستقل بدون وابستگی به چپ و راست به نظر من افتخار بزرگی است و به موازات آن وظیفه خود می دانم با حفظ سمت "اصلا بما چه" توضیحاً اضافه نمایم که این قبیل امور نه تنها "اصلا بما چه" بلکه حتما بما چه و قطعا بما چه!! ولی : ما گفتیم و شما هم باور کردید بله ؟!
خیلی ها خیلی حرف ها برای اینکه متن خیلی از سخنرانی هایشان مرتب و منظم باشد آنها را اطو می کنند مطالب اطو کشیده خیلی خوب است و هزاران مشکل لاینحل را حل می کند منتها از نظر اطوئی و خارج از موضوع ! ما دلمان می خواهد وقت سخنرانان بیشتر به اطو کشیدن مطالبشان نگذرد و به همین منظور پیشنهاد می کنیم از مطالب یک بار مصرف بشور بپوش یعنی فی البداهه ولکن مرتبط با موضوع استفاده کنند که مستمعین را کار آید و مشکل گشاید.
مملی می گفت : وقتی پدر ما می گوید فشار تورم کمر ما را شکست منظورش این است که تورم کمرشکن شده است یا اینکه کمر بابای ما نازک شده است !؟
واقعیتش این است که ما مانده ایم بلاتکلیف ، نمی دانیم واقعاً مشکل در کمرهاست یا فنرها ( البته منظورمان همان فنر کمر است ) فنر کمرها هم همان هزینه هاست !
از برادر بزرگترمان هم که پرسیدیم گفت: عجله نکن بزرگ می شوی میفهمی !
آقای "اصلا بما چه" ببخشید ! به نظر شما منظور برادرمان این بود که وقتی ما بزرگ شدیم کمر ما هم خواهد شکست !؟
وقتی دلم شکست تازه فهمیدم که شکست چیست فلذا از مسئولین واقعاً مسئول ، نه چندان مسئول ، بلند بالا ، میانسال ، بیکار ، بیمار و وغیره مصراً می خواهیم کار نکردند مهم نیست ما عادت کرده ایم ولکن دل شکنی هم نفرمایند که دل شکنی گناهه!!
وقتی دارو گران می شود نفس کشیدن نیز گران می شود و بعضی وقتها نیز یا اصلاً ممکن نمی شود و یا فراموش می شود از مسئولین نفس کشیدن انسانها که همان بهداشتیون کشور باشند مصراً درخواست می کنیم امکانات نفس کشیدن را برای ما ممکن سازند و فراموش نکنند که مردم کلی کار و زندگی دارند اگر قرار بشود به همین سادگی نفس کشیدن فراموشمان شود مطمئناً ما با شما قهر می کنیم ! ما که مثل شما اهل شوخی نیستیم !!
ترافیک شهرمان بین ساعات 17 تا 21 ماندنی است فرصت ها را از دست ندهید بمانید تا بدانید که تفریح سالم چقدر در آرامش اعصاب نقش دارد ! ما از مجریان این برنامه که در پی گسترش تفریحات سالم در شهرمان هستند سپاسگزاری می کنیم و با بقیه مردم هم کاری نداریم که ممنون هستند یا محزون ، مفتون هستند یا مغبون ! بقیه "اصلا بما چه" !!
آقا به نظر شما وقتی دولت با گرانفروشی مبارزه می کند چرا خودش گران می کند ؟ آقا بابای ما می گوید برای ما چه فرقی می کند که گرانی دولتی باشد یا ملتی ؟ هر دو به یک اندازه مهره های کمر را جابجا می کند و هر دو به یک میزان بنده را در بند می اندازد و شرمنده می کند ! هفته قبل معلم ادبیاتی می گفت : رطب خورده منع رطب چون کند و ما پرسیدیم منظورشان چیست و فرمودند چیز مهمی نیست نظرم این است که خرما هم گران شده است !
این بار ما کاری با دست اندازهای خیابان های بلاد متفرقه نداریم و پا توکفش ماه کرده ایم . ماه شناسان و ماه نوردان بایستی بفکر پر کردن چاله چوله های فراوان ماه و رفع سریع دست اندازهای آن باشند تا این توهم برای ما پیش نیاید که اینهمه شاعر اینهمه زمان با تشبیه رخ یار به ماه ما را دست انداخته اند !!